تبليغاتX
ZENDEGI


ZENDEGI

زندگی زیباست زیباترازگل زیباتراز پروانه

شمعي روشن كن و به تماشاي آن بنشين . آيا گمان مي‌كني شمع در خطي عمودي به پايين مي‌رود و تمام مي‌شود ؟ اگر پاسخ تو مثبت باشد، بنابراين، بايد گفت كه شمع را در بستر زمان مي‌بيني .ممكن است درباره‌ي زندگي خود نيز به همين شيوه بينديشي. ممكن است بينديشي كه در نقطه‌اي از يك خط عمودي، در فلان روز و فلان ماه و فلان سال، به دنيا آمده‌ي و در نقطه‌ي پاييني اين خط عمودي، در فلان روز و فلان ماه و فلان سال، خواهي مرد. بدين سان، همه‌ي زندگي خود را بسان شمع مي‌بيني كه آب مي‌شود و سر انجام تمام مي‌شود. تو گمان مي‌كني كه شمع به پايين مي رود. تو گمان مي‌كني كه شمع تمام مي‌شود و مي‌ميرد. در واقع، شمع، نه فقط به پايين، بلكه در جهات مختلف حركت مي‌كند. شمع در جهت شمال و جنوب و غرب و شرق نور مي‌پراكند. اگر ابزاري عملي و بسيار دقيق مي‌داشتي، مي‌توانستي ميزان نور و حرارتي را كه شمع در جان مي‌پراكند اندازه بگيري. شمع به مثابه‌ي تصوير، حرارت و روشنايي، جذب تو نيز مي‌شود. تو به شمع مي‌ماني . تصور كن كه تو نيز، همانند شمع، به اطراف نور مي‌دهي. همه‌ي سخنان تو، افكار تو و اعمال تو در جهات گوناگون حركت مي‌كنند و اثر مي‌گذارند. اگر سخني از سر مهر از تو شنيده شود، اين سخن، در جهت‌هاي گوناگون حركت مي‌كند، مي‌رود و تو نيز با سخن خويش مي‌روي‌. ما در هر لحظه دگرگون مي‌شويم و خود را در صورت‌هايي تازه آشكار مي‌كنيم. امروز سخني نامهربانانه با فرزند خود گفتي و با سخن نامهربانانه‌ي خويش، وارد ساحت وجود او شدي. اكنون افسوس مي‌خوري كه چرا با او اينگونه سخن گفته‌‌اي. منظور اين نيست كه نمي‌تواني با اظهار تاسف و عذرخواهي از فرزندت، آن سخن نامهربانانه را استحاله ببخشي و آثار سوء آن را بزدايي. اگر اين كار را نكني، آن سخن تو، همچون دمل نفرت، براي هميشه در وجود فرزندت باقي خواهد ماند. تولد دوباره‌ي ما، در يك صورت نيست، بلكه در صورت‌هاي گوناگون است. و اين مرگ و تولد دوباره، چيزيست كه در هر لحظه اتفاق مي افتد. ما مدام در فرزندان، دوستان، آشنايان، همشهريان، همه‌ي آدمها و همه‌ي چيزها بسط پيدا مي‌كنيم. ما فقط در خود حضور نداريم، بلكه در همه‌ چيزها حضور داريم. بنابراين من و تو بايد همه‌ي لحظه‌ها، روزها، هفته‌هاي خود را به تولد‌هاي تازه‌ي روشني و شادماني و آزادي تبديل كنيم. فرزندان ما، تداوم مايند. ما فرزندان خويش هستيم و آن‌ها نيز عين خود مايند. تو در فرزندانت تولدي دوباره داري. تو مي‌تواني تداوم خويش را در فرزندانت مشاهد كني. اما تداوم تو، به فرزندانت ختم نمي‌شود تو در بسياري ديگر نيز تداوم و حضور مي‌يابي. تو هرگز نمي‌تواني وسعت حضور و تداوم خويش را در چيزها و كسان ديگر حدس بزني. مرغ هايي كه به خود بالندمي عاقبت از حلقه اش مي رندمي مرغ حق بودن ز انوار وي است كوشش از تو جذبه از سوي وي است

 

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387| ساعت 14:8| توسط محمد پوریعقوبی| |

 

من عاشق تو هستم
من تو رو می پرستم

یه عمره عاشقانه

به انتظار نشستم

تو ماه اسمونی

فرشته زمینی

برای قلب خستم

پناه اخرینی

بی تو گل وا نمی شه

دردم دوا نمی شه

دلم تا دنیا دنیاست

از تو جدا نمی شه
عاشقم من
 دنیای من تویی تو
عاشقم من
 رویای من تویی تو
ای که بی تو
 شبم سحر نمیشه
عاشقم من

عاشقم من دنیای من تویی تو
عاشقم من
 رویای من تویی تو
ای که بی تو
 شبم سحر نمیشه
عاشقم من

خدا کنه همیشه که یار من تو باشی

به هر کجا که هستم کنار من تو باشی

خدا خودش میدونه بی تو میشم دیوونه

بیا که بی تو ای گل
 بهار من خزونه

بی تو گل وا نمی شه

دردم دوا نمی شه

دلم تا دنیا دنیاست

از تو جدا نمی شه
عاشقم من
 دنیای من تویی تو
عاشقم من
 رویای من تویی تو

ای که بی تو شبم سحر نمیشه
عاشقم من

عاشقم من دنیای من تویی تو
عاشقم من
 رویای من تویی تو

ای که بی تو شبم سحر نمیشه
عاشقم من

عاشقم من دنیای من تویی تو
عاشقم من
 رویای من تویی تو

ای که بی تو شبم سحر نمیشه
عاشقم من

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387| ساعت 12:43| توسط محمد پوریعقوبی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست