تبليغاتX
ZENDEGI


ZENDEGI

زندگی زیباست زیباترازگل زیباتراز پروانه

سلام به همه ی شما دوستان عزیز که همیشه منو یاری کردن

من دارم یه کاری رو شروع می کنم و به حمایت و هم کاری شما عزیزان نیاز دارم

قرار است یک مجله بزنیم و شما دوستان هر کدام که می توانید در هر بخشی که قدرت دارید کمک مان کنید

از نویسندگان جوان هم دعوت به عمل می آید

 راستی دوستانی که هم کار آنها مداوم و همیشه است حقوقی تائیین می گردد

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387| ساعت 13:8| توسط محمد پوریعقوبی| |

 

دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...
 

برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند


  اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز
آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد
 
 

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد
 

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید

 

افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود  
 

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است  
 

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید،

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387| ساعت 14:45| توسط محمد پوریعقوبی| |

یکی قشنگی منظره رو می بینه یکی کثیفی پنجره رو این تویی که تصمیم می گیری چی ببینی! امیدوارم همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت یک پنجره کثیف!!!


یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکرگذار باشد. (هرشل)


........................................................................................................................

.

.

........................................................................................................................

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387| ساعت 13:8| توسط محمد پوریعقوبی| |

عجایب کِهکشانی

 
 

در کِهکشان راه شیری و دیگر کِهکشانات عجایب فراوانی وجود دارد که معروف‌ترین آنها عبارتنداز: سیارک‌ها، شهاب‌ها، سیاه‌چاله‌هاو  دنباله دارها.

 

سیارک‌ها:

 

بعضی‌ها فکر می‌کنند که سیارک‌ها بقایای سیارات فرو پاشیده‌اند، این فرضیه تا حدی درست است. در بین سیاره مریخ و مشتری کمربندی از سیارک‌ها وجود دارد که سیارات جدید در آن به‌وجود می‌آیند امّا نیروی گرایشی مشتری آن را نابود می‌کند. به ضررّات باقی مانده از آنها سیارک می‌گویند. تا به‌حال سیارک‌های فراوانی شناخته و نامگذاری شده است که هر کدام دارای اندازه و خاصیت مخصوصی است.

در اواخر عمر او نیروی سوخت هسته تمام می‌شود و نیروی جاذبه پیروز می‌گردد،

شهاب‌ها:

 

گاهی شما جواره‌ها از مدارشان خارج می‌شوند و در فضا پراکنده می‌شوند، به شما جواره‌ای که به زمین سقوط کند شهاب سنگ می‌گویند. شهاب سنگ‌های متفرق که در هر زمان و هر مکان احتمال سقوط آن است امّا در جوّ نابود می‌شود. اما گاهی از جوّ زمین سالم سقوط می‌کند.

 

سیاهچاله فضایی:

 

سیاهچاله‌ها بقایای ستارگان فرو پاشیده‌اند. در هر ستاره یک مسابقه قدرت جریان دارد، در یک سو نیروی جاذبه تلاش می‌کند ستاره را متراکم سازد، در سویی دیگر نیروی هسته‌ای ستاره سعی می‌کند ستاره را بزرگ و منفجر نماید، در تمام عمر ستاره‌ این مسابقه ادامه دارد. در اواخر عمر او نیروی سوخت هسته تمام می‌شود و نیروی جاذبه پیروز می‌گردد، سپس ستاره متراکم می‌شود و نیرو و قدرتی به‌دست می‌آورد که حتی نور خود را به درون می‌مکد و بعد از مدتی محو شده و به یک سیاهچاله در فضا تبدیل می‌شود.

تا به‌حال سیارک‌های فراوانی شناخته و نامگذاری شده است که هر کدام دارای اندازه و خاصیت مخصوصی است.

دنباله‌دارها:

 

دنباله دارها از یک سرو یک دنباله طویل تشکیل می‌شوند. مشهورترین آنها دنباله‌دارها‌یی نام دارد که هر 70 سال یک‌بار قابل رویت است زیرا برخی از دنباله دارها همیشه قابل رویت نیستند.

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387| ساعت 13:38| توسط محمد پوریعقوبی| |

 Iran Eshgh Group !

برای دیدن همه ی عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید  


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387| ساعت 12:59| توسط محمد پوریعقوبی| |

هميشه دنيا چيزی نيست که فکر می کنيم قدر چيزايی که داريم بدونيم

ياد پدر


 
پدرم اين جوري بود وقتي من :
 
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
 
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .

6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
 
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
 
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
 
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
 
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
 
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
 
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
 
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
 
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
 
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
 
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387| ساعت 12:28| توسط محمد پوریعقوبی| |

سلام بچه ها

این روزا سیع می کنم تنها خوب باشم و روال عادی زندگینم رو پیشو رو بگیرم

چند وقت پیش یکی از دوستان از جمع ما رفتن و این فشار سنگینی بر رویم آورد

و تنها آثاری کوچک از او در بین ماست

الان توی یک مغازه تهلنجی خودمون کار می کنم ، الانه یکم مرتبش کردیم اما با این حال مشکلاتی هست که باش داریم دست و پنج نرم می کنیم ، به دور اطرافم نگاهی می کنم هیچ کس نیست

به شماره های گوشیم نگاه می کنم و شخص خاصی رو نمی بینم جز یک شماره که گه گاهی بهش سر می زنیم  اما با این حال شخص خاصی رو پیدا نکردم <  مدت زیادی هست که شیطان میانه من و خدا را بهم ریخطه و هر دوی ما سیع در درست کردن این ارتبات داریم اما اگه این شیطونه بزاره }

کامپیوتر  پنتیوم ۲ که خونه بود هم سوخت و از کیسه بوکس بودن راحت شد

خنده ای نیست جز تظاهر

فکر های بزرگی دارم که امیدوارم با کمک شما بچه بتونم عملی اش کنم

 

زیاد سر شما رو درد نمی آرم

فقت در کل کامپیوتر دردستم نیست و اگه حضورم کمتر شده می بخشید

حالا تازه قرار نوشته های بچه ها رو تبدیل به مجله کنیم و اگه این شر کتی که توی زهنم به پا بگیره چی می شه

خوب

وقت تنگه لحظات دارند مارا می فشارند

راستی کارنامه های شبانه رو ۲۰ می دهند نمی دونم چند درصد قبولیم هست ما تا عمر داریم باید درس بخونیم 

به امید بهتر زیستن و آرام گرفتن دل های نا ارام

به امید دیدار و سلامی دوباره

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387| ساعت 21:58| توسط محمد پوریعقوبی| |

  Butterfly5

 برای دیدن همه ی عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387| ساعت 21:19| توسط محمد پوریعقوبی| |

Iran Eshgh Group !

اين كه كشف نميخواست , ما خودمون سالهاست كه مي دونيم ولي كو جرات براي كاري كه اين آقاهه تو نقاشي كرده !!

دانشمندا خيلي دانشمندن يه چيزي كشف كنن كه از اساس قضيه رو حل كنه نه با كمربند ايميني ( اگه ناپرهيزي كرديم و كاري مثل اين نقاشي انجام دادم , ببخشید به بزرگی خودتون )

نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387| ساعت 21:11| توسط محمد پوریعقوبی| |

می شود  از ميان ژاله ها / جرعه اي از مهرباني را چشيد / در جواب خوبها جان هديه داد/ سختي و نامهرباني را نديد / می شود با محبت خانه ساخت / يك اطاقش را به مرواريد داد / می شود آسمان مهر را / خانه كرد و به گل خورشيد داد / می شود بر تمام مردمان/ پيشوند نام انسان را گذاشت / می شود كه دلي را شاد كرد / بر لب خشكيده اي يك غنچه كاشت / می شود در ستاره غرق شد / در نگاهش عاشقانه تاب خورد/ می شود  مثل قوهاي سپيد / از لب درياي مهرش آب خورد / می شود جاي اشعار بلند / بيت ها راساده و زيبا كنیم/ می شود برگ برگ بيت را / سرخ تر از واژه رويا كنیم/ می شود با كلامي سرخ و سبز / يك دل غمديده را تسكين دهیم

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387| ساعت 13:28| توسط محمد پوریعقوبی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست